به هر بهانه اي باز 
دوباره نزد من آي
گشاده كن دودستت
كه جاي گيرم آنجا
ميان دشت چشمت
خجل شوَم دوباره
تو دشت سبز من شو
منم گلت دوباره
نعشم را به دوش می کشم
خطوط فاجعه سرخ اند
بالای تپه ها / تو می رسی
انگار که مسيح را برده باشی
می افتم
کالبدی از هميشه های هيچ می شکند
سرم را کنار استخوانهايم می گذارم
ودانه های تلخ شن را می بوسم
و قطره های شور سرگردانی ام را
روی گونه های عريض شب
چقدر نشانی ياخته های تو فرار است !
من می رسم / تو می گريزی
و تنها /
دنباله های حرير پيراهنت
بيابان را آبی می کند
برف نو از ماوبرفی از شما

هردوستی که برفی شد ملزم به ابراز نظر درباره مطالب وب خواهند بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قرار بی قرارى شد قرارم
من احساس تورا در انتظارم
ببین از دوریت بى روزگارم
زمستانم كه در سوگ بهارم
من آن ابرم كه خشكم، نا ندارم
كه در اندوه دورییها ببارم
ستاره، آسمان، روز میشمارم
عزیزم، عاشقم، مجنون و زارم
بیانورى بده برتارى شبهاى تارم
كه بىتو لعنتیست برهرچه دارم
نمىدانم كه دردورى به قلبت ماندگارم
ولی اما تو را تا حد جانم دوست دارم
عید رمضان آمد وماه رمضان رفت
صدشکرکه این آمد وصدحیف که آن رفت
مبارك باد آمد ماه روزه
رهتخوش باد، اى همراه روزه
شدم بر بام تا مه را ببينم
كه بودم من به جان دلخواه روزه
نظر كردم كلاه از سر بيفتاد
سرم را مست كرد آن شاه روزه
مسلمانان، سرم مست است از آن روز
زهى اقبال و بخت و جاه روزه
بجز اين ماه، ماهى هست پنهان
نهان چون ترك در خرگاه روزه
بدان مه ره برد آن كس كه آيد
درين مه خوش به خرمنگان روزه
رخ چون اطلسش گر زرد گردد
بپوشد خلعت از ديباه روزه
دعاها اندرين مه مستجاب است
فلكها را بدرد آه روزه
چو يوسف ملك مصر عشق گيرد
كسى كو صبر كرد در چاه روزه
سحورى كم زن اى نطق و خمش آن
ز روزه خود شوند آگاه روزه
(كليات شمس، جزء و پنجم، ص 137)
رمضان، ماه روزه و ماه نهم از ماههاى قمرى بين شعبان و شوال است، رمضان در لغتبه معناى تابش گرما و شدت تابش خورشيد است. بعضى گويند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى روندگان مىسوزد و شايد ماخوذ از «رمض» باشد كه به معنى سوختن است چون ماه صيام گناهان را مىسوزاند به اين خاطر، بدين اسم موسوم شده است زيرا ماه رمضان موجب سوختگى و تكليف نفس است. اما صوم و روزه كه در اين ماه تكليف شرعى مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشاميدن و مفطرات ديگر از طلوع صبح تا غروب.
در قرآن مجيد يك بار «رمضان» و چهارده بار صوم و صيام و صائمين و صائمات ... آمده است.
شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ... ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آيه 179 سوره بقره طرح شده است: يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.
از همان آغاز كه رودكى پدر شعر فارسى، بلند بناى كاخ ادب را برافراشت، مفردات روزه، رمضان، صوم و صيام در آيينه شعر فارسى انعكاس يافتند. اين انعكاس در تمامى انواع شعر مدحى، اخلاقى، تعليمى، غنايى و رثا ديده مىشود. در شعر شاعران دوره اول، كاربردها سطحى است و از اعلام ماه رمضان يا عيد رمضان و مبارك باد گفتن آن فراتر نمىرود:
روزه به پايان رسيد و آمد نو عيد
هر روز بر آسمانتباد امروزا
(رودكى)
همان بر دل هر كسى بوده دوست
نماز شب و روزه آيين اوست
(فردوسى 203/3)
بر آمدن عيد و برون رفتن روزه
ساقى بدهم باده بر باغ و به سبزه
(منوچهرى به نقل از دهخدا)
عيد قربان بر او مبارك باد هم بر آنسان كه بود عيد صيام
(فرخى به نقل از دهخدا)
جاهش زد هر چون مه عيد از صف نجوم
ذاتش زخلقت چون شب قدر از مه صيام
گر در مه صيام شود خوانده اين مديح
بر تو به خير باد مديح و مه صيام
(به نقل از دهخدا)
خجسته باد و مبارك قدوم ماه صيام
بر اولياء و احباى شهريار نام
(نزارى به نقل از دهخدا)
روزه دار و به ديگران بخوران نه مخور روز و شب شكم بدران
(به نقل از دهخدا)
|
کوچه ما که به گفته نويسنده، "رمان عمدتا سياسی - تاريخی" است، در کل به بازگويی رويدادهای نيم قرن اخير در پايتخت افغانستان کابل، می پردازد. انديشه و طرح اوليه اين رمان از بيست سال پيش با نويسنده آن بود تا اينکه در سال ۱۹۹۸ بخش زيادی از آن به نوشته در آمد و بار نخست به شکل پاورقی در دوهفته نامه زرنگار، چاپ تورنتو (کانادا) چاپ شد. پاورقیکوچه ما در زرنگار تقريبا شش سال طول کشيد و با استقبال زيادی از سوی خوانندگان افغان مواجه شد. سی صفحه نخست اين رمان در برگيرنده برخی يادداشتها، سخنان اکرم عثمان، حامد نظری و ديباچه بلندی از سوی محمد اسحاق نگارگر است. حامد نظری مسئول انتشارات کاوه افزون بر رويکرد به زيستنامه ادبی و سياسی اکرم عثمان، در بخشی از پيشگفتار نوشته است: "کوچه ما تصوير خصوصيات اجتماعی را با نمايش عرف، عادات، رسوم و سنن آميخته است که از نظر جامعه شناسی ارزشمند است و در توضيح و تشريح صحنه ها، بحثها و گفتگوها، نه تنها زيبا، هنرمندانه و دارای اثرات عاطفی و انديشمندانه است، بلکه با استفاده از اشعار، ضرب المثلها و زبان عاميانه به زيبايی آن افزوده است." اکرم عثمان در مقدمه ديگری به نام "چند توضيح مختصر در باره کوچه ما" می نويسد: "در بيان عنصر مکان، از گونه وضع زندانها، اماکن شخصی، ميادين جنگ، روستاها، شهرها، کوچه ها و پسکوچه ها تا حد توان به اقتضای جغرافيای حاکم بر موقعيت، از عنصر تخيل و بعضا قرينه سازی نزديک به واقعيت کار گرفته ام." او می افزايد: "در معرفی شخصيتهای غير عمده، از بيشترين مدارا و احتياط کار گرفته ام تا هتک حرمت، افشاگری عنودانه (خصمانه) و غرض ورزانه متوجه کسی نشود و قبل از اثبات جرم، آدم مشخصی مورد اتهام واقع نشود و يا به سبب تفاوت عقيده و سليقه و موضعگيريهای اعتقادی محيط داستان آلوده نگردد. از اين لحاظ در معرفی شماری از چهره های اين رمان از نامهای مستعار کار گرفته ام و سيماهای نمادين را جانشين تيپهای انگشت نما و شناخته شده کرده ام. اما چنين تدبيری در حق همگان ميسر نبوده است، چه منش و کنش سرکرده ها در بيشتر طيفهای سياسی چنان تکاندهنده، جبران ناپذير و آفتابی بوده اند که با هيچ تدبيری کتمان شان ميسر و مقدور نبود. در ضمن اين رمان که به دنبال نشان دادن ژرفای يک فاجعه تاريخی بوده، ناگزير بوده است که اعمال صحنه گردانهای اصلی سياسی را به داوری بگيرد." کوچه ما با آمدن و رفتنها، داد و ستدها و گفتگوهای شيرين و شنيدنی آدمهای داستانی مانند امين، زليخا، خاخام پير، اکه موسی، بختاور، مولاداد، پهلوان درمحمد ترکاری فروش، سليمان کبابی، حاجی محمد، کبير سلمانی، محی الدين چاقو ساز، دستگير قصاب، عبدل نلدوان، سليمان کبابی، سهراب موچی و دهها تن ديگر، جغرافيای شگفتی را به تماشا گذاشته است. کتاب با اشاره های مختصری به درون و بيرون حکومت حامد کرزی پس از اجلاس بن و هماهنگی جهان برای بازسازی افغانستان پايان می يابد. در ميان آثار داستانی فارسی افغانستان مانند پايان عصر خودکشی نوشته رزاق مامون، شوکران در ساتگين سرخ نوشته حسين فخری، سايه های هول اثر محمد نبی عظيمی، گلنار و آيينه اثر رهنورد زرياب و ديگران، می توان کوچه ما را بزرگترين رمان در ادبيات معاصر داستانی افغانستان دانست. کاستی چشمگير اين رمان نادرستيهای فراوان تايپی و نشانه گذاريهای ناجور است که اميد است در چاپ های آينده توجه بيشتيری به آن صورت گيرد. از دکتر اکرم عثمان قبلا چند مجموعه از داستان های کوتاه به نام های درز ديوار، وقتی که نی ها گل می کنند، قحطسالی و برخی آثار تحقيقی مانند شيوه توليد آسيايی و نظريه فرماسيونی تاريخ، روابط ديپلماسی افغانستان و اتحاد شوروی، مقدمه ای بر چگونگی نهضت های مشروطه خواهی ، چگونگی تحول تاريخ در خاور زمين و افغانستان و آسيای ميانه در چنبره بازی بزرگ به چاپ رسيده است.
|
گویند از جنس نوری
هستی همیشه پر حضوری
نزدیکی نزدیکتر از من 
می شناسی منو بهتر از من
رحمی کن، نظری کن، یاریم کن
می خواهم تو را آشنایم کن
ای خدا، ای خدای من، سرور جهان من
من کیم، کی منم، موجود و مخلوق کیم
صدایم کن، نشانم ده، راز خود بگشا، نشانم ده
روحت در من است، صدایم حرف تو است
جلایم ده، پاکم کن

